کد خبر: 295837

الزامات حکمرانی تحول‌گرا و منظومه فکری امام شهید / تحول حقیقی با تغییر اراده و بینش کارگزاران محقق می‌شود

دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی در نشست باشگاه نخبگان و پژوهشگران جوان، با تشریح ارکان هفت‌گانه منظومه فکری امام شهید حکمرانی تحول‌گرا را نیازمند دو رکن «مدیریت جهادی» و «آرمان‌گرایی تمدنی» دانست و تأکید کرد: تحول حقیقی در کشور پیش از آنکه در ساختارهای اداری رخ دهد، نیازمند تغییر اراده، بینش و تقویت لایه‌های وحیانی و توحیدی در کارگزاران است.

به گزارش بهداشت نیوز حجت‌الاسلام والمسلمین عبدالحسین خسروپناه، دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی، در نشست باشگاه نخبگان و پژوهشگران جوان، به تبیین ابعاد مختلف منظومه فکری امام شهید و الزامات پیاده‌سازی آن در حکمرانی کنونی کشور پرداخت.
وی با اشاره به اینکه اندیشه امام شهید(ره) دارای محورهای بنیادین و به‌هم‌پیوسته‌ای است، اظهار داشت: برای درک درست این منظومه، ابتدا باید فهرست و چهارچوب محورهای این نشست را در چهار ستون اصلی دسته‌بندی کنیم. ستون اول به «مبانی و چهارچوب نظری» شامل مباحث هستی‌شناسی، معرفت‌شناسی و نظام ولایی می‌پردازد. ستون دوم «مدیریت جهادی» است که ویژگی‌های خاص خود را دارد و به عنوان موتور محرک عمل می‌کند. ستون سوم به «حوزه عدالت اجتماعی و اقتصاد مقاومتی» اختصاص دارد که خروجی مدیریت جهادی است و ستون چهارم نیز «افق تمدنی» است که ناظر به بیانیه گام دوم انقلاب و نقش محوری جوانان در آن است.
استاد خسروپناه با تشریح منطق حاکم بر این چهار ستون، افزود: این چهار محور در واقع یک فرآیند پیوسته را تشکیل می‌دهند؛ به این معنا که مبانی فلسفی، آغازگر بحث است، موتور محرک آن «مدیریت جهادی» است، خروجی آن «عدالت اجتماعی و اقتصاد مقاومتی» خواهد بود و در نهایت به رسیدن به یک افق تمدنی منتهی می‌شود که هدف نهایی آن «حکمرانی تحول‌گرا» است؛ حکمرانی که به دنبال ایجاد دگرگونی در منظومه معرفتی، ارزشی و رفتاری جامعه است.
وی تأکید کرد: این حکمرانی تحول‌گرا زاییده دو رکن مهم است؛ نخست «آرمان‌گرایی تمدنی» و دیگری «مدیریت جهادی». آرمان‌گرایی تمدنی به معنای نگاه به افق‌های بلند و عدم توقف در روزمرگی‌هاست. برخی ممکن است بگویند شما آرمانی فکر می‌کنید، بله؛ باید آرمانی فکر کرد، اما در مقام عمل نیز باید از ظرفیت‌های امکان‌پذیر موجود شروع کرد. این شروع با رکن «مدیریت جهادی» محقق می‌شود؛ یعنی تلاشی بی‌وقفه، عالمانه و با نیت الهی. بنابراین، ترکیب این دو رکن می‌تواند حکمرانی تحول‌گرا را فراهم آورد.

حکمرانی تحول‌گرا؛ تقابل یا تعامل ساختار و کارگزار؟
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی در بخش دیگری از سخنان خود به مسئله ساختارهای اداری و نقش کارگزاران اشاره کرد و گفت: برخی بر این باورند که تحول صرفاً با تغییر ساختار اداری رخ می‌دهد. قطعاً ساختار اداری باید تغییر پیدا کند و ساختاری فسادستیز و شفاف داشته باشیم که جلوی رشوه و رانت را بگیرد، اما سؤال اینجاست که ریشه تحول حقیقی کجاست؟
استاد خسروپناه با استناد به آیه شریفه «إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَومٍ حَتّی یُغَیِّروا ما بِأَنفُسِهِم»، خاطرنشان کرد: در جامعه‌شناسی همواره این بحث وجود داشته که آیا اصالت با ساختار است یا کارگزار؟ واقعیت این است که ساختار و کارگزار با هم تعامل دارند و بر یکدیگر اثرگذارند، اما این کارگزار است که ساختار را تغییر می‌دهد. لذا تحول در اراده، بینش و روحیه انسانی مقدم بر تغییر ساختار است. اگر انسان‌ها و مدیران ما اراده جهادی، روحیه جهادی و بینش توحیدی داشته باشند، حتی در همان ساختار موجود نیز زمینه گناه، رشوه و فساد گرفته می‌شود. البته این به معنای بی‌اهمیتی ساختارها نیست، بلکه تحول درونی انسان‌ها مقدم است.
وی با مقایسه مفهوم حکمرانی در ادبیات غرب و منظومه فکری رهبری، تصریح کرد: در ادبیات غربی، حکمرانی عمدتاً به معنای «قدرت» و نحوه اعمال آن است، اما در منظومه فکری رهبری، حکمرانی مبتنی بر «ولایت» است؛ ولایتی که حرکت جامعه را به سمت «تقرب الی‌الله» و کمال هدایت می‌کند. راه رسیدن به این تمدن نوین اسلامی نیز چیزی جز «مدیریت جهادی» نیست.
استاد خسروپناه با بیان اینکه منظومه فکری امام شهید(ره) دارای ۷ محور اصلی است، افزود: این هفت محور شامل نظام هستی‌شناسی، معرفت‌شناسی، الهیاتی، اخلاقی و تربیتی، اجتماعی و سیاسی، اقتصادی، و فرهنگی و تمدنی است. این محورها یک کل به‌هم‌پیوسته را تشکیل می‌دهند؛ به این معنا که اگر بخواهیم مدیریت درست سیاسی، اقتصادی یا فرهنگی داشته باشیم، نمی‌توانیم این محورها را از هم تفکیک کنیم، زیرا این هفت نظام در هم تنیده‌اند و یک شبکه واحد را تشکیل می‌دهند.

پیوند نظر و عمل؛ از انسان‌شناسی الهی تا مدیریت جهادی
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی، چارچوب نظری این منظومه را «پیوند نظر و عمل» دانست و گفت: در لایه مرکزی و بنیادین، لایه وحیانی قرار دارد که شامل توحید و انسان‌شناسی الهی است. انسانی که موحد به معنای دقیق کلمه باشد و انسان‌شناسی فطری و الهی داشته باشد، ایمانش قوی بوده و در نتیجه مدیریت جهادی او نیز قوی خواهد بود.
وی با انتقاد از مدیریت‌های صرفاً اداری و بدون پشتوانه ایمانی، اظهار داشت: انسانی که موحد نیست یا انسان‌شناسی الهی‌اش ضعیف است، مدیریت جهادی ضعیفی نیز خواهد داشت. چنین مدیرانی صرفاً به فکر این هستند که ساعت چند سر کار بیایند و ساعت چند بروند. اگر در برخی ادارات مشاهده می‌کنید که کارمندی هشت ساعت حضور فیزیکی دارد اما نیم ساعت هم کار مفید نمی‌کند و در نهایت حقوق کامل می‌گیرد، یا فساد و ورود مال حرام به زندگی‌اش راه پیدا می‌کند، ریشه آن در ضعف ایمان و انسان‌شناسی اوست. اما انسانی که موحد است، روحیه‌ای جهادی دارد و کار مردم را به درستی پیش می‌برد، زیرا خود را در محضر خدا می‌بیند.
استاد خسروپناه لایه کاربردی این منظومه را «مدیریت جهادی برای رسیدن به تمدن اسلامی» دانست و افزود: وقتی می‌شنویم جوانانی در سپاه یا ارتش با حقوقی اندک پای لانچر می‌ایستند و جانشان را در معرض خطر قرار می‌دهند، یا یک شخصیت علمی شبانه‌روز تلاش می‌کند تا گره‌ای از مشکلات علم و فناوری پدافندی کشور باز کند، ریشه این ایثارگری کجاست؟ ریشه آن در ولایت‌مداری و بینش توحیدی است.
وی تأکید کرد: بنابراین یک پیوند محکم بین نظر و عمل وجود دارد. وقتی از «نظر» صحبت می‌کنیم، منظورمان ظاهر افراد نیست. ممکن است کسی ظاهری مذهبی داشته باشد، اما در درون و جانش پر از شرک باشد که این ارزشی ندارد. لایه پیوند نظر و عمل، همان ساحت «ایمان حقیقی» است. پویایی مستمر مدیریت زمانی رخ می‌دهد که این مدیریت از ریشه‌های وحیانی و فلسفی تغذیه شود. تا زمانی که لایه توحیدی تقویت نشود، مدیریت جاری به درستی شکل نخواهد گرفت.

الگوسازی از تجربه موفق اوایل انقلاب
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی با اشاره به تجربیات موفق اوایل انقلاب اسلامی، خاطرنشان کرد: اگر به تاریخ اوایل انقلاب و نهاد «جهاد سازندگی» نگاه کنیم، می‌بینیم که چگونه با تکیه بر همین مبانی توحیدی و مدیریت جهادی، چقدر کارهای بزرگ و زیرساختی پیش رفت. این الگو نشان می‌دهد که بازگشت به همان مبانی نظری و تقویت اراده کارگزاران، کلید حل چالش‌های کنونی کشور و رسیدن به افق تمدن نوین اسلامی است.
استاد خسروپناه با اشاره به مصادیق تاریخی و عینی مدیریت جهادی در دوران پس از پیروزی انقلاب، اظهار داشت: برای درک عمق مدیریت جهادی، باید به دورانی نگاه کنیم که معلمانی در قالب «نهضت سوادآموزی» مسیرهای طولانی، خسته‌کننده و پربرخورد را طی می‌کردند تا به روستاهای محروم و بی‌آب و علف برسند و به کودکان و جوانان سواد بیاموزند. اگر قرار بود انگیزه این افراد صرفاً حقوق و دستمزد باشد، هرگز چنین سختی‌هایی را تحمل نمی‌کردند. این «ایمان توحیدی» بود که آن‌ها را به مدیریت جهادی سوق می‌داد.
وی با تفکیک ابعاد توحید مورد تاکید امام شهید افزود: امام شهید هم بر «توحید عرفانی» و هم بر «توحید اجتماعی» تاکید داشتند. توحید عرفانی یعنی انسان کار را فقط برای خدا بداند، خود را هیچ‌کاره بپندارد و موفقیت‌ها را به اراده خداوند نسبت دهد؛ همان نگاهی که می‌گوید «خدا خرمشهر را آزاد کرد و ما هیچ‌کاره‌ایم».
استاد خسروپناه با تشریح مفهوم توحید اجتماعی تصریح کرد: توحید اجتماعی به این معنا نیست که انسان صرفاً در ذهن خود باور داشته باشد که «خدا هست و من بت سنگ و چوب نمی‌پرستم». اگر کسی هوای نفس خود را بپرستد و بگوید «چرا باید زحمت بکشم و کار مردم را راه بیندازم؟»، دچار بت‌پرستی نفس شده است. چنین فردی لایه توحیدی ضعیفی دارد و قطعاً مدیریت جهادی نخواهد داشت. توحید باید در عرصه اجتماع جاری شود و در مدیریت کشور اثرگذار باشد.

ایمان به خدا یا ایمان به دوربین‌ها؟
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی با مقایسه روش‌های نظارت اداری در کشورهای غربی و الگوی اسلامی، گفت: در کشورهای غربی برای ایجاد نظم و انضباط اداری، فضاهای کار را به صورت سالن‌های بزرگ (Open) طراحی می‌کنند تا همه همدیگر را ببینند، یا بر سر کارمندان دوربین نصب می‌کنند و حتی از طریق موبایل بر آن‌ها نظارت می‌کنند. این روش‌های کنترلی تا حدودی در ایران و برخی کشورهای اسلامی نیز اجرا شده است. اما سوال اینجاست که آیا انسان با وجود تمام این دوربین‌ها باز هم با گوشی خود بازی می‌کند و کار مفید انجام نمی‌دهد؟
وی با طرح این پرسش که «چرا میزان ایمان ما به دوربین‌ها بیشتر از ایمان ما به خداست؟»، خاطرنشان کرد: نگاه توحیدی یعنی باور به اینکه عالم هستی محضر خداست و او ناظر بر اعمال ماست. من مرحوم «ملامهدی» از کسبه دزفول را مثال می‌زنم که سواد نوشتن نداشت اما حافظه‌ای قوی داشت و در دوران دفاع مقدس نیز به پشتیبانی و تدارکات کمک می‌کرد. او در مغازه بقالی‌اش نخود و کشمش را الک می‌کرد تا خاک و سنگریزه‌های آن جدا شود و به مردم نفروشد. وقتی از او می‌پرسیدند چرا این زحمت را می‌کشی، می‌گفت: «خدا دارد من را می‌بیند». این یعنی توحید اجتماعی؛ انسانی که بداند خدا ناظر اوست، نیازی به دوربین و نظارت پلیسی ندارد.
استاد خسروپناه در بخش دیگری از سخنان خود به مبانی انسان‌شناسی در مدیریت اسلامی پرداخت و انسان را «خلیفة‌الله» و «امانت‌دار الهی» دانست و گفت: متأسفانه گاهی برای ارزیابی یک مدیر یا کارمند، به جای بررسی اصلِ امانت‌داری، به سراغ ظواهر می‌روند؛ مثلاً می‌پرسند نماز جماعت می‌خواند یا نه، یا می‌پرسند چند کفن برای مردها می‌بندد! این امور خوب است، اما شاخص اصلی نیست.
وی تأکید کرد: اولین و مهم‌ترین شاخص ارزیابی هر مدیر و کارمندی، «امانت‌داری» اوست. امانت‌داری یک پزشک در طبابت، یک معلم در تدریس و یک کارمند در انجام وظایفش است. ابتدا باید بررسی کنید که آیا این فرد در جایگاه شغلی خود امین است یا خیر. کسی که خلیفة‌الله است، اگر امانت‌دار نباشد، نمی‌تواند گره‌ای از کار مردم باز کند و حقوقی که می‌گیرد حلال نخواهد بود.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی ، به مبانی معرفتی در سبک مدیریت اسلامی پرداخت و اظهار داشت: معرفتی که ما در سبک مدیریت (اعم از اقتصادی، سیاسی و فرهنگی) دنبال می‌کنیم، ترکیبی از سه منبع «وحی، عقل و تجربه» است. برخی تصور می‌کنند عقل و تجربه برای اداره جامعه کافی است، اما این نگاه سکولار است.
وی افزود: نگاه سکولار و مادی‌گرایانه، جهان را یک ماشین بی‌هدف می‌پندارد و انسان را صرفاً ابزاری برای تولید و مصرف می‌داند. در چنین نگاهی، شما می‌بینید که از همه چیز حتی حریم خصوصی افراد برای تبلیغ کالا و جذب سرمایه استفاده می‌شود تا چرخه مصرف بچرخد. اما در حکمرانی برخاسته از نگاه توحیدی، «قدرت» ابزار تعالی انسان است، نه هدف. ما به دنبال آنیم که عقل و تجربه را در پرتو وحی الهی به کار بگیریم تا جامعه را به سمت کمال و سعادت واقعی هدایت کنیم.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی، در ادامه به تبیین مبانی معرفت‌شناختی، نظریه ولایت فقیه و ویژگی‌های مدیریت جهادی در منظومه فکری امام شهید پرداخت. استاد خسروپناه ، به نقد مبانی معرفتی حاکم بر غرب پرداخت و اظهار داشت: در نگاه سکولار و مادی‌گرایانه، جهان یک ماشین بی‌هدف و انسان صرفاً ابزاری برای تولید و مصرف است. در این پارادایم، حتی ارزش‌های انسانی نیز تنزل پیدا می‌کند؛ به طوری که برای تبلیغ یک کالا یا شیء، از تصویر و حریم خصوصی زنان استفاده می‌شود. این یعنی در عمل، ارزش یک انسان از آن شیء کمتر انگاشته شده و زن به ابزاری برای فروش کالا تبدیل می‌شود. این در حالی است که در حکمرانی برخاسته از نگاه توحیدی، قدرت ابزار تعالی انسان است، نه هدف.
وی با اشاره به نظریه ولایت فقیه به عنوان مدل حکمرانی اسلامی، افزود: در این مدل، ما با دو رکن «مشروعیت الهی» و «مقبولیت مردمی» مواجهیم. مشروعیت الهی به این معناست که آموزه‌ها و بایدهای ما از خداوند گرفته شود و ارزش‌های مبتنی بر حق و عدالت، منشأ الهی داشته باشند. در این نظام، حاکم (فقیه جامع‌الشرایط) خود را در برابر قانون الهی مسئول می‌داند و این قانون برای همگان، از جمله خود حاکم، برابر است.

دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی با تأکید بر اینکه در اندیشه امام شهید، حکومت طعمه و وسیله کسب نیست، خاطرنشان کرد: ایشان ساده‌زیست‌ترین زندگی را داشتند و حتی یک ریال از بیت‌المال حقوق دریافت نمی‌کردند. زندگی ایشان قبل و بعد از ریاست جمهوری هیچ تفاوتی نکرد، بلکه ساده‌تر هم شد.
استاد خسروپناه روایتی تأمل‌برانگیز از ساده‌زیستی امام شهید ارائه داد و گفت: مرحوم آیت‌الله قاضی، امام جمعه فقید دزفول، از ارادتمندان خاص به مقام معظم رهبری و مورد علاقه امام شهید بود. ایشان تعریف می‌کردند که وقتی برای دیدار به منزل امام شهید (در دوران ریاست جمهوری) می‌رفتند، ساده‌ترین غذاها سرو می‌شد. غذای محلی دزفول یعنی «آب‌پیازی». وقتی پیشنهاد می‌دادیم که از بیرون غذا سفارش دهیم، ایشان تأکید می‌کردند که «هرچه داری بیاور، من به این شرط می‌آیم». این تجلی همان کلام امیرالمؤمنین (ع) است که حکومت را نه یک طعمه و وسیله ارتزاق، بلکه وسیله خدمت می‌دانستند.
وی رکن دوم حکمرانی اسلامی را «مقبولیت مردمی» و پیوند عمیق قلبی میان رهبر و ملت دانست و تصریح کرد: علی‌رغم تمام هجمه‌های رسانه‌ای دشمنان، پس از شهادت بسیاری از ایشان حلالیت طلبیدند، سیل عظیم مردم به خیابان‌ها سرازیر شد.
استاد خسروپناه با اشاره به ابعاد بی‌سابقه تشییع پیکر امام شهید، افزود: پیش بینی شده است که بیش از ۲۰ میلیون نفر فقط در تهران جمع شوند و مسئولین دغدغه مدیریت این جمعیت عظیم و جلوگیری از هرگونه آسیب به مردم را دارند. بیش از ۱۱۰ شب، مردم در خیابان‌ها هستند. این مردم بیکار نیستند و زندگی و کار دارند؛ این عشق و حضور، مالِ همین «ولایت» است. ولایت یعنی پیوند ناگسستنی امام با امت. این مفهوم عمیق در قاموس الگوی مدیریت و حکمرانی غربی وجود ندارد و غربی‌ها توان درک آن را ندارند.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی در ادامه به تشریح ویژگی‌های مدیریت جهادی و تحول‌گرا در منظومه فکری امام شهید پرداخت و سه شاخص اصلی را برشمرد: اولین ویژگی، توکل به خداست که موتور محرک هر حرکت سازنده‌ای در مدیریت جهادی محسوب می‌شود. دومین ویژگی، شایسته‌سالاری است؛ یعنی ترکیب تخصص با تعهد انقلابی. سومین ویژگی، اعتقاد راسخ به «ما میتوانیم» است. استاد خسروپناه تأکید کرد: در مدیریت جهادی، بن‌بست معنا ندارد. نباید بگوییم «نمی‌شود، امکان ندارد، توان نداریم و باید حتماً به آمریکا وابسته باشیم تا چیزی گیرمان بیاید». اگر قرار باشد کشور را به سرنوشت لیبی دچار کنیم یا مثل عراق شود که آمریکا آمد، بیش از یک میلیون نفر را کشت و بعد داعش را به جان مردم انداخت و رفت، قطعاً راه را اشتباه رفته‌ایم. مدیر جهادی با باور به «ما می‌توانیم»، گره‌ها را باز می‌کند.
استاد خسروپناه از تدوین و انتشار آثار مکتوب مربوط به منظومه فکری شهید آیت‌الله خامنه ای خبر داد و گفت: کتاب «منظومه فکری آیت‌الله خامنه ای» در دو جلد منتشر شده که تقریباً فرمایشات ایشان تا سال ۱۳۹۵ را در بر می‌گیرد. همچنین در حال تهیه آثار دیگری تحت عنوان «الگوی حکمرانی علم و فرهنگ» هستیم که احتمالاً در ۱۴ جلد تنظیم شده و به مرور منتشر خواهد شد تا راهگشای نخبگان و پژوهشگران جوان در مسیر حکمرانی تحول‌گرا باشد.
وی در ادامه سخنان خود در نشست باشگاه نخبگان و پژوهشگران جوان، به تشریح ابعاد دیگری از الگوی مدیریت و حکمرانی تحول‌گرا در منظومه فکری اسلامی پرداخت و ویژگی‌های کلیدی آن را در تقابل با مدل‌های مدیریتی غرب تبیین کرد.
استاد خسروپناه با تأکید بر اینکه تصمیم‌گیری‌ها در حکمرانی تحول‌گرا باید مبتنی بر پژوهش، عقلانیت و خرد جمعی باشد، اظهار داشت: نمی‌توان امروز بدون مطالعه و کار کارشناسی تصمیم به ساخت یک سد گرفت و فردا بدون برنامه شورای دیگری تشکیل داد. تصمیمات باید حکیمانه، عالمانه و دور از هیجانات زودگذر باشد.
وی «دشمن‌شناسی و هوشیاری در برابر جنگ ترکیبی و نرم» را از دیگر ویژگی‌های مدیریت جهادی برشمرد و افزود: دشمن با برنامه‌ریزی دقیق، مراکز علمی و فناوری ما را هدف قرار می‌دهد. آن‌ها پژوهشگاه‌های هوافضا، مجموعه‌های ماهواره‌بر دانشگاه علم و صنعت، مراکز هوش مصنوعی شریف، لیزر پلاسمای شهید بهشتی و شرکت‌های داروسازی پیشرو را هدف گرفتند، اما ما قطعاً قوی‌تر، فنی‌تر و پیشرفته‌تر از قبل آن‌ها را بازسازی خواهیم کرد.
دبیر شورای عالی انقلاب اسلامی همچنین بر «حضور میدانی و دوری از مدیریت پشت‌میزنشینی» تأکید کرد و گفت: شهدای گرانقدری همچون شهدای گرانقدر حاج قاسم سلیمانی، سلامی، فخری‌زاده و طهرانچی نماد مدیریت میدانی بودند. مدیری که در میدان نباشد، مسئله را نمی‌فهمد و بدون دشمن‌شناسی و مشورت با عقلای جامعه، قطعاً تصمیمات نادرستی اتخاذ خواهد کرد.

تقدم «پیشرفت و عدالت» بر مدل‌های توسعه غربی
وی در ادامه به تبیین جایگاه «عدالت اجتماعی توأم با پیشرفت» در الگوی مدیریت اسلامی پرداخت و خاطرنشان کرد: غربی‌ها توسعه مادی را اصالت می‌بخشند و مارکسیست‌ها عدالت‌گرایی صرف را مطرح می‌کنند، اما در اندیشه رهبری، «پیشرفت بدون عدالت» شکاف طبقاتی و «عدالت بدون پیشرفت» فقر می‌آفریند. در حکمرانی تحول‌گرا، پیشرفت و عدالت همزاد یکدیگرند.
خسروپناه با رد این تصور که اقتصاد مقاومتی به معنای ریاضت اقتصادی یا انزواست، تصریح کرد: اقتصاد مقاومتی، اقتصادی مستحکم، انعطاف‌پذیر، دانش‌بنیان، صادرات‌محور و دارای دیپلماسی اقتصادی فعال است. هدف آن تکیه بر ظرفیت‌های ملی و جوانان برای خنثی‌سازی تحریم‌ها و جلوگیری از سلطه بیگانگان است.
وی با اشاره به تحریم‌های دارویی به عنوان یک الگوی موفق گفت: دشمن ابتدا دارو، سپس مواد اولیه و در نهایت مولکول‌های دارویی را تحریم کرد، اما دانشمندان ما با خودباوری به چرخه کامل تولید دست یافتند. اقتصاد مقاومتی بازارهای جهانی را هدف قرار می‌دهد و امروز در حوزه غذا و دارو ارزآوری چند میلیارد دلاری داریم.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی با تشریح فرایند تمدن‌سازی نوین اسلامی، آن را شامل پنج مرحله دانست: انقلاب اسلامی (براندازی طاغوت)، نظام اسلامی (استقرار قانون اساسی)، دولت اسلامی (اسلامی‌سازی ساختارهای مدیریتی که هنوز در این مرحله هستیم)، جامعه اسلامی (تحقق سبک زندگی) و در نهایت تمدن نوین اسلامی که الگوسازی جهانی و زمینه‌ساز ظهور است.
وی با اشاره به ترکیب ایدئولوژی و استراتژی در اندیشه مقام معظم رهبری، گفت: شهید مطهری یک ایدئولوگ و شهید بهشتی یک استراتژیست بود، اما رهبر انقلاب ترکیبی از هر دو (ایدئولوگ-استراتژیست) هستند که هم آرمان‌ها را می‌بینند و هم فرایند رسیدن به جامعه را ترسیم می‌کنند.
استاد خسروپناه اصول سیاست خارجی مقاومتی را در سه عنصر «عزت، حکمت و مصلحت» خلاصه کرد و افزود: حکمت یعنی عقلانیت، محاسبات دقیق و دوری از رفتارهای هیجانی؛ عزت یعنی پاسداری از استقلال و نفی سلطه‌پذیری؛ و مصلحت یعنی تشخیص درست اولویت‌ها و منافع حیاتی نظام در تقاطع رویدادها.
وی در مقایسه‌ای میان مدیریت اسلامی و متعارف غربی، هدف مدیریت غربی را سودآوری و انباشت سرمایه و هدف مدیریت اسلامی را خدمت به خلق و تعالی انسان دانست. همچنین در نگاه غربی، نیروی انسانی ابزار و چرخ‌دنده ماشین سازمان است، اما در مدیریت اسلامی، انسان امانت الهی و سرمایه اصلی محسوب می‌شود.
استاد خسروپناه با تأکید بر اینکه میدان جنگ امروز، میدان ادراک‌ها و ذهن‌هاست، اظهار داشت: دشمن بیش از تسخیر خاک، به دنبال تسخیر ادراک مردم است. «جهاد تبیین» سپر دفاعی و شمشیر تهاجمی ما در این جنگ شناختی است. خانواده‌ها و والدین باید با عقلانیت و محبت، نه با زور و بی‌منطقی، مراقب فرزندان خود در برابر این جنگ شناختی باشند.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی جوانان مؤمن و انقلابی را مهم‌ترین عنصر در حکمرانی تحول‌گرا و مخاطبان اصلی بیانیه گام دوم دانست و گفت: اعتماد به جوانان یک تاکتیک نیست، بلکه یک راهبرد کلان است. پیران باید راهبری و مشورت دهند، اما کارهای میدانی و اجرایی باید به نسل جوان، دانا و پرانگیزه سپرده شود.
وی «علم و فناوری» را رکن دیگر این الگو برشمرد و افزود: از نهضت تولید علم و جهش علمی تا ورود به فناوری‌های نوپدید (هسته‌ای، نانو، سلول‌های بنیادی، هوش مصنوعی و کوانتوم)، همگی در مسیر کسب «مرجعیت علمی» جهان است.
استاد خسروپناه با اشاره به ترور دانشمندان و فرماندهان توسط دشمن با استفاده از فناوری‌های پیشرفته، تأکید کرد: در کمتر از یک سال گذشته، علم و فناوری دفاعی ما رشد چشمگیر داشته است. استاد بسیجی واقعی کسی است که در رشد علم و فناوری دفاعی نقش‌آفرینی کند، زیرا تنها با ارتقای قدرت بازدارندگی علمی و دفاعی است که دشمن جرأت تعرض به امنیت کشور و ترور رهبران و دانشمندان ما را نخواهد داشت.
وی موانع تحقق این الگو را در سه دسته داخلی، خارجی و فرهنگی-بینشی دسته‌بندی کرد و اظهار داشت: در بخش داخلی، ما با چالش‌هایی نظیر دیوان‌سالاری پیچیده، بروکراسی کند، روزمرگی مدیریتی، فقدان نگاه کلان و مدیریت جزیره‌ای مواجهیم.
استاد خسروپناه موانع خارجی را شامل تحریم‌های ظالمانه اقتصادی و علمی، جنگ ترکیبی و رسانه‌ای نظام سلطه، و نفوذ امنیتی و اقتصادی دشمنان دانست و افزود: در بُعد فرهنگی و بینشی نیز خودباختگی، نگاه به غرب، تجمل‌گرایی، دوری از ساده‌زیستی و کاهش روحیه جهادی و انقلابی از مهم‌ترین موانع درونی ما محسوب می‌شوند.

راهکارهای تحقق حکمرانی تحول‌گرا و نقش شورای عالی انقلاب فرهنگی
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی، راهکارهای برون‌رفت از این موانع را بازگشت به اصول مدیریت جهادی، حضور میدانی و عملیاتی، ساده‌زیستی و پرهیز از تجملات، و تکیه بر دانش و تخصص روز برشمرد.
وی در ادامه به نقش محوری شورای عالی انقلاب فرهنگی در این مسیر اشاره کرد و گفت: این شورا در حوزه علم و فناوری، «نقشه جامع علمی کشور» را تدوین کرده و در حوزه فرهنگ، «سند مهندسی فرهنگی» را به نگارش درآورده است. همچنین در حوزه هدایت نخبگان و دانشگاهیان، اسناد و مصوبات ساختاری مهمی داشته و در مواجهه با جنگ شناختی نیز ایده‌ها و طرح‌های مصوب و ابلاغ‌شده‌ای را در اختیار دستگاه‌های اجرایی قرار داده است.
خسروپناه با تأکید بر اینکه الگوی حکمرانی تحول‌گرا صرفاً یک تئوری انتزاعی نیست، خاطرنشان کرد: برخی گمان می‌کنند این الگو تنها یک نظریه روی کاغذ است، اما واقعیت این است که این حکمرانی در طول ۴۷ سال گذشته دستاوردهای عینی و ملموسی داشته است.
وی به مقایسه وضعیت زیرساخت‌ها و خدمات پزشکی، عمرانی و اجتماعی در اوایل انقلاب و امروز پرداخت و افزود: یکی از مهم‌ترین دستاوردهای این نظام، «تاب‌آوری و مقاومت» است. اگر کشوری مانند ترکیه تنها دو هفته از سوی کشورهای اروپایی تحریم شود، نابود خواهد شد. اما ایران اسلامی در برابر تمام توطئه‌ها، از جمله کودتاهای رنگی و فشارهای حداکثری، ایستادگی کرد و این ملت بود که کشور را نجات داد.
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی، رشد شتابان علمی و کسب استقلال سیاسی را از دیگر دستاوردهای ارزشمند الگوی حکمرانی تحول‌گرا دانست و تصریح کرد: این‌ها دستاوردهای مهم و ارزشمندی است که در پرتو الگوی حکمرانی تحول‌گرای امام راحل(ره) و شهدای گرانقدر به دست آمده است.
وی در پایان ابراز امیدواری کرد: نباید به این دستاوردها بسنده کنیم. از خداوند متعال مسئلت دارم که به همه ما توفیق دهد تا بتوانیم راه امام راحل(ره) و شهدا را ادامه دهیم و این معارف عمیق و الگوی حکمرانی تحول‌گرا را به نحو احسن در جامعه پیاده‌سازی کنیم.